ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
2126
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
معاون سابق كتابخانهء مجلس . چهارم محمود خان عضو وزارت فرهنگ . پنجم ابو القاسم خان قاضى دادگسترى . ششم همسر احمد فريدونى معاون سابق وزارت كشور . هفتم همسر سيد صدر الدّين بلاغى برادر مؤلف ( 1288 ) . هشتم همسر غلامعلى خان محمودى رئيس دارائى مشهد . نهم همسر حسين درمان تاجر داروجات ، انتهى . و در « نابغه » فرزند اول ( صادق ) را بلقب موفق السلطان نوشته . و فرزند دويم ( جهانگير خان ) بطورىكه در « نامهء سخنوران : 65 » نوشته شاعرى است داراى احساساتى لطيف و بياناتى شيرين و اين چند فرد شعر را از او آورده : بشنيدهام كه بوده شهى آنچنان مريض * كاو را دواى هيچ طبيبى ثمر نداشت از بخت خويش بود ملك در ملال و غم * آه ملك بچرخ ستمگر اثر نداشت ناچار كرد قصد سفر با دلى حزين * بر درد خويش چاره به غير از سفر نداشت در راه ، چشم شاه بدرويشى اوفتاد * بگرفته راه خويش و بسلطان نظر نداشت فرمود شاه تا كه شود حاضر حضور * آنكو نظر بشاه و كلاه و كمر نداشت پرسيد راه چاره ز درويش پادشاه * در سر به غير چاره خيالى ديگر نداشت گفتا بپوش پيرهنى را كه صاحبش * از درد و رنج فارغ و شورى بسر نداشت كردند جستجو همه شهر و نبود هيچ * مردى كه از جفاى فلك چشم تر نداشت بىغصه كس نبود چو گشتند در جهان * وين مادر زمانه چنان يك پسر نداشت ديدند لاجرم به بيابان كسى كه بود * فارغ ز غصه و ز غم اصلا خبر نداشت مىخواستند پيرهنش نزد شه برند * بود از قضا برهنه و چيزى ببر نداشت ! و ميرزا احمد خان فريدونى شوهر ششم از معاريف عرفاء زمان و رجال دولتى ايران است . در « نابغه : 345 » شرحى دربارهء وى نوشته بخلاصه اينكه : وى برادر مادرى